مهدى عبداللهى
33
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
سينههايشان برگرداند و پيش آمد بد برايشان قرار داد . به خدا سوگند ، براى حفظ و مراعات حق رسول خدا صلى الله عليه و آله در هر مكانى همراه تو مجاهده خواهيم كرد . على عليه السلام به او خوش آمد گفت و او را در كنار خود نشاند - او رفيق و دوستدار حضرت بود - و حضرت شروع كرد دربارهء مردم از او سؤال كردن ، تا اين كه از ابوموسى اشعرى « 1 » پرسيد . عبداللّه گفت : من به او اطمينان ندارم ، و خاطر جمع نيستم كه اگر كمكى بيابد بر ضدّ تو اقدام نكند . حضرت فرمود : او در نظر من هم امين و خيرخواه نيست و ليكن آنهايى كه پيش از من بودند محبّت او را جلب كردند و او را حاكم و بر مردم مسلط نمودند . من تصميم بر عزل او داشتم . اشتر از من خواست كه او را باقى بگذارم و من هم با ناخشنودى پذيرفتم و بر كنارى او را به فرصتى ديگر گذاشتم .
--> ( 1 ) - ابوموسى اشعرى / عبدالله بن قيس : در زمان عمر و عثمان ، والى بصره و از طرف اميرمؤمنان عليه السلام والى كوفه بود در جريان جنگ جمل مردم را از يارى امام عليه السلام بازمىداشت ، حضرت او را از حكومت بر كنار كرد . در جريان حكميّت ، خوارج و منافقان او را به عنوان نماينده بر امام على عليه السلام تحميل كردند ، او كه فرد سادهلوحى بود از عمروعاص فريب خورد و حكميّت به نتيجه نرسيد . الكنى والالقاب : 1 / 155 . .